چیستی علم: درآمدی بر مکاتب علم شناسی فلسفی

عنوان اصلی:
What is this thing called science? , an assessment of the nature and status of science and its methods
نویسنده: آلن اف. چالمرز1 (Alan Chalmers)
مترجم: سعید زیباکلام
چاپ اول: 1378، چاپ چهارم: تابستان 1382، این کتاب در سال 1374 توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر گردیده است.
ناشر: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)
این کتاب برای دانشجویان رشته ی فلسفه در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به عنوان یکی از منابع اصلی درس «فلسفه ی علم» به ارزش 4 واحد تدوین شده است و دکتر سعید زیباکلام عمده ترین هدف از ترجمه ی این کتاب را برداشتن گامی بسیار کوچک در جهت تسهیل آموزش فلسفه ی علم برای دانشجویان دانشگاه ها و طلاب حوزه ها با توجه به فقدان بسیار فاحش منابع اعم از اصلی و فرعی در این زمینه ها بیان داشته و از نقش عمده ی سه معیار ذیل در انتخاب کتاب جهت ترجمه یاد می کند:
1) نو بودن مکاتب علم شناسی فلسفی مطرح شده
2) سادگی سبک و شیوه ی نگارش
3) اختصار کتاب
در عین حال، نویسنده ی کتاب هدف از تألیف کتاب را طرح ساده، روشن و ابتدایی نظرگاه های نوین درباره ی ماهیت علم عنوان می کند و تذکر می دهد این کتاب برای کسانی که خواهان غور جدی در این حوزه از معرفت باشند، جانشین منابع اصلی نخواهد شد. چالمرز که خود را مدیون کارل پاپر2، آثار، درسها و سمینارهایش و همچنین ایمره لاکاتوش3 می داند، در مقدمه ی کتاب با بیان ارج گذاری به علم در عصر جدید، کتاب را تلاشی برای پاسخ دادن به سؤالاتی از قبیل «ویژگی های علم چیست؟» و «روش علمی چیست؟» برمیشمرد. وی می نویسد: «اینکه بسیاری از حوزه های مطالعاتی را حامیانشان «علم» می خوانند از این رو است که تلویحاً فهمانده شود که روش های مورد استفاده به همان اندازه وثیق و به همان میزان ثمربخش است که علم با سابقه ای همچون فیزیک. ...کسانی که خود را در این قبیل رشته ها [علم خطابه، علم جنگلداری، علم لبنیات، ...] «دانشمند» می خوانند اغلب خود را پیرو روش تجربی در فیزیک می دانند. برای آنها این روش تجربی شامل جمع آوری واقعیات به وسیله ی مشاهده و آزمایش دقیق، و سپس استنتاج قوانین و نظریه ها از آن واقعیات به مدد نوعی شیوه ی منطقی است.»
نویسنده ی کتاب، این تلقی از علم را غلط دانسته، آن را در فصول آغازین رد می کند و ابراز می دارد: «اصولاً هیچ روشی که بتواند صدق و یا صدق احتمالی نظریه های علمی را ثابت کند وجود ندارد... یکی از پیامدهای درک این نکته [...] کنار گذاشتن این فکر است که علم یک فعالیت عقلانی است که مطابق روش یا روش های خاصی عمل می کند.» وی می کوشد تبیینی ارائه دهد که نه انفسی گرایانه باشد و نه فردگرایانه4.
در فصول اولیه ی کتاب، از فصل یک تا شش، دو تبیین از علم یعنی استقراگرایی و ابطال گرایی تشریح و نقد می شود. در فصل هفتم، ابطال گرایی پیشرفته ی ایمره لاکاتوش تشریح می گردد. فصل هشتم با معرفی آرای تامس کوهن5 و پارادایم6های فراگیر او همراه است. در فصل نهم، نگرش نسبی گرایی مطرح و میزان نسبی گرایی مواضع کوهن و اجتناب لاکاتوش از آن بررسی می شود. در فصل دهم، نگرش آفاقی گرایی7 ترسیم شده است. در فصل یازده تبیین چالمرز از تغییر نظریه ها در فیزیک ارائه گشته و در فصل دوازده، زمینه برای ایجاد توافق با موضع فایرابند8 علیه روش و بهره ای که از آن می برد فراهم می آید. به این مسأله که تا چه میزان می توانیم نظریه هایمان را توصیف «صادق» چگونه بودن «واقعی» جهان بدانیم در فصل 13پرداخته شده است و فصل 14 با خطابه ای سیاسی پیرامون مقصود و غایت اصلی کتاب پایان می یابد.
در واقع چالمرز در فصل پایانی نظریه اش را راجع به علم با عنوان «واقع گرایی غیر واصف»9 بیان می دارد. وی در این فصل، در آنچه خطابه ای سیاسی می نامد، در پرداختش به این سؤال که «منظور از تألیف این کتاب چیست؟» چنین می آورد: «... همانگونه که من پذیرفته ام [...] فلسفه یا روش شناسی علم هیچ کمکی به دانشمندان نمی کند... معتقدم که مهمترین نقش یا کارکرد پژوهش من مبارزه با چیزی است که ایدئولوژی علم نامیده شده، بدان گونه که در جامعه ی ما مطرح است. این ایدئولوژی متضمن به کارگیری مفهوم شبهه ناک علم و به همان اندازه، مفهوم شبهه آمیز حقیقت یا صدق است که اغلب هم نشین آن است و معمولاً از آن در دفاع از مواضع محافظه کارانه سود برده می شود.»
پی نوشت ها:
1) آلن چالمرز در سال 1939 در شهر بریستول انگلستان متولد و در 1961 در رشته ی فیزیک فارغ التحصیل شد. وی پس از گذراندن دوره ی کارشناسی ارشد در دانشگاه منچستر، دو سال به تدریس فیزیک و تاریخ علم مشغول شد و سپس به تحصیل در دوره ی دکترای رشته ی فلسفه ی علم در دانشگاه لندن پرداخت و در سال 1971 فارغ التحصیل شد. وی دانشیار تاریخ و فلسفه ی علم در دانشگاه سیدنی استرالیا است. چالمرز علاوه بر این کتاب، بیش از 40 مقاله ی تحقیقی در مجلات تخصصی بین المللی انتشار داده است. کتاب دیگر وی «چگونگی ساختن علم» در سال 1990 منتشر شده است.
2) Karl Popper
3) Imre Lakatos
4) فردگرایی: individualism
5) Thomas Kuhn
6) Paradigm
7) Objectivism
8) P.K.Feyerabend
9) Unrepresentative
برچسبها: فلسفه علم